قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1790

تاريخ الفي ( فارسى )

آنجا دفنش كردند ، بعد از آن فرزندان او التماس نموده از آنجا بيرون آورده در سراى خود دفن كردند و از آنجا به‌جاى ديگر نقل نمودند « 1 » . و در همين سال ، بجكم به بغداد آمد و خليفه ، الرّاضى باللّه ، او را به جاى ابن رائق امير الأمرا ساخت . مدّت امارت ابن رائق يك سال و دو ماه و شانزده روز بود . و چون بجكم از اهواز به بغداد رفت عماد الدّوله بويه برادر خود ، معزّ الدّوله ، را با لشكرى عظيم به جانب اهواز فرستاد تا عمّال و نوّاب بجكم را از آن ديار بيرون كرده باز آن ولايت را به بريدى دادند . و از جملهء وقايع اين سال آنكه وشمگير ديلمى يكى از امراى « 2 » خود را با لشكرى عظيم به جنگ ديسم « 3 » بن ابراهيم كرد كه والى آذربايجان بود ، فرستاد . بعد از مقاتلهء بسيار ، ديسم بن ابراهيم روى به گريز نهاد و آذربايجان به تصرّف امراى وشمگير درآمد . و در اين سال ، دولت قرامطه متزلزل شد و با يكديگر مخالفت كرده كارشان به جنگ كشيد [ 215 ب ] و جمعى كثير از ايشان به قتل رسيدند و ضعف ايشان به مرتبه‌اى رسيد كه از هجر كه مقر حكومت ايشان بود ، بيرون نمىتوانستند آمد « 4 » .

--> ( 1 ) . و سه خادم مخصوص داشت ؛ - منبع پيشين ، ص 69 . ( 2 ) . ابن أثير نام اين امير را « لشكرى » ، كه امير جبل ( - لرستان و كردستان ) بود ، ضبط كرده است . - منبع پيشين ، 72 . ( 3 ) . هر سه نسخه : رستم . وى از ياران ابن ابو السّاج بود . ( 4 ) . علّت بروز اختلاف و آشكار شدن اسرار و رمزهاى ابو سعيد ، پدر ابو طاهر ، رئيس قرمطيان توسط مردى به نام ابن سنبر بود . در اين باب ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 14 ، ص 74 به بعد .